قبولی کنکور، ابزاری ناکارآمد برای سنجش میزان کارآمدی تعلیم و تربیت

قبولی کنکور، ابزاری ناکارآمد برای سنجش میزان کارآمدی تعلیم و تربیت

عباس بهزادی مقدم
کارشناس ارشد مشاوره
۰۹۱۵۵۰۲۷۶۲۱
WWW.Behghadam.com

نگارنده یکی از منتقدترین افراد بوده و به هیچ وجه قصد کتمان اشکالات اساسی تعلیم و تربیت را ندارد و کتمان آن را نیز ظلم بزرگی می داند و معتقد است که باید کاستیها مکرر گفته شود تا حل گردد ولی در این نوشتار قصد آن دارد که یکی از انتقادات نابجایی را که از تعلیم و تربیت می شود پاسخ دهد.
هر نظام آموزشی برای سنجش میزان توفیق خود دارای ابزارهایی است، نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. در تعیین ابزار مناسب برای سنجش یک کیفیت، متخصصان علوم تربیتی تاکید می کنند که ابزار باید حتما دارای دو ویژگی باشد تا بتوان به نتایج آن استناد علمی نمود این دو ویژگی عبارتند از « روایی » و « اعتبار ».
در بررسی روایی یک ابزار باید مشخص شود که آیا ابزار تعیین شده برای سنجش یک کیفیت، واقعا همان کیفیت را می سنجد؟ مثلا آیا ترازو ابزار مناسبی برای تعیین قد افراد است؟ چنانچه ملاحظه می شود ترازو ابزار سنجش است ولی نه ابزار سنجش قد بلکه ابزار سنجش وزن است. یعنی یک ابزار ممکن است برای سنجش یک کیفیت دارای روایی باشد ولی برای سنجش کیفیت دیگر اصلا روایی نداشته باشد.و بالعکس متر برای سنجش قد روایی دارد ولی برای سنجش وزن روایی ندارد.
در بررسی اعتبار باید مشخص شود که آیا ابزار تعیین شده می تواند با دقت لازم کیفیت مورد نظر را بسنجد و میزان خطای اندازه گیری در حد مورد قبول است؟
نکته دیگر اینکه ابزارها باید بتوانند میزان تحقق اهداف را بسنجند به عنوان مثال سئوالات درسی برگرفته از « اهداف رفتاری » هر درس هستند یعنی اهداف هر سیستمی محتوای ابزار سنجش آن سیستم را نیز تعیین می کنند. اگر هدف درسی آن است که دانش آموز بتواند نام و موقعیت استانهای کشورش را بیان کند با اطمینان می توان گفت که سئوال مورد نظر برای سنجش این درس آن است که استان غربی کشور چه نام دارد ؟ و . . . پس برای سنجش میزان توفیق یک نظام تعلیم و تربیت باید دید هدفهای تعیین شده برای آن نظام چیست و ابزاری مناسب برای تعیین میزان تحقق آن اهداف طراحی کرد. در هیچ یک از اهداف نظام و تعلیم و تربیت قبول شدن در کنکور سراسری به عنوان هدف تعلیم و تربیت تعیین نشده است هر چند در یکی از اهداف شاخه متوسطه نظری « کسب آمادگی نسبی جهت ادامه تحصیلات عالیه و ورود به دانشگاه » به عنوان هدف بیان گردیده است ولی به هیچ روی قبول شدن یا نشدن در کنکور نمی تواند نشان دهنده ضعف یا قوت نظام تعلیم و تربیت باشد.
بنده با دلایل زیر می خواهم اثبات کنم که کنکور ابزار مناسبی برای تعیین افراد صاحب حق برای ورود به دانشگاه است و برای این کار دارای روایی قابل قبولی است ولی برای سنجش توفیق تعلیم و تربیت روایی ندارد.بنابراین دارای اعتبار نیز نمی باشد.
۱٫ کنکور یک آزمون رقابتی است نه ملاکی و قبولی و مردودی آن با قبول و مردود آزمونهای ملاکی تفاوت دارد. یعنی نمی توان گفت که کسانی که وارد دانشگاه شده اند تمام اهداف تعلیم و تربیت در مورد آنها محقق شده است و همچنین نمی توان ادعا کرد که آنها که وارد دانشگاه نشده اند نشان دهنده عدم تحقق اهداف تعلیم و تربیت هستند زیرا اگر به نمرات قبولی کسانی که وارد دانشگاه شده اند نگاهی بیندازیم خواهیم دید که در برخی از دروس حتی نمره منفی داشته اند . در آزمون رقابیتی هر کس اول تر شود وارد می شود ولی معنی اول تر شدن کامل بودن نیست . وقتی یک دانشگاه ۵۰ نفر ظرفیت دارد و اولین فرد پذیرفته شده آن دارای نمره ۵۰۰۰ است و آخرین فرد پذیرفته شده دارای نمره ۴۶۰۰ است در حالی که بدانیم نمره ۴۵۰۰ برابر صفر و نمره ۱۲۰۰۰ برابر ۲۰ در نظام آموزش و پرورش است آیا می توان نمره ۵۰۰۰ قبول شده در دانشگاه پیام نور فلان شهر محروم را نشان دهنده توفیق تعلیم و تربیت دانست ؟ بعلاوه اینکه گاه در کنار او مشاهده می شود که فردی با نمره ۶۵۰۰ قرار دارد و چون صرفا به رشته خاصی علاقه داشته است فقط همان رشته و دانشگاهها را انتخاب کرده و بقیه را انتخاب نکرده و قبول نشده است آیا می توان این مردودی و این نمره ۶۵۰۰ را نشاندهنده عدم توفیق نظام تعلیم و تربیت و آن قبولی و نمره ۴۶۰۰ را نشان دهنده توفیق تعلیم و تربیت دانست؟
۲٫ در سالهای اخیر قبول شدن دیگر مهم نیست بلکه در چه رشته و شهر و دانشگاهی قبول شدن مهم است یعنی با افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاهها کم کم به جایی می رسیم که همه داوطلبان می توانند قبول شوند فقط بحثی که می ماند این است که در چه دوره و در چه دانشگاهی و در کدام سیستم از سیستمهای پذیرش قبول شده است به عبارت دیگر اکنون رقابت برای قبول شدن نیست که ما بتوانیم آمار قبولی را با هم مقایسه کنیم رقابت برای قبول شدن در دانشگاههای خاص است یعنی رقابت کیفی است نه کمی.
۳٫ اگر ما قبول شدن در یک رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف را یک قبولی بدانیم و قبول شدن در رشته تاریخ دانشگاه پیام نور درگز را هم یک قبولی بدانیم این دو قبولی به هیچ روی نیاید همسنگ هم فرض شوند. و همسنگ فرض کردن این دو قبولی خطای بزرگی است که برخی مرتکب می شوند لذا باید برای هر یک از کد رشته ها ارزشی تعیین نمود که این ارزش مورد توافق و قبول همه داوطلبان هم باشد آنگاه پس از این ارزش گذاری باید هر قبولی در ارزش هر رشته ضرب شود و حاصلضربها با هم سنجیده شود آن وقت است که می توان آن مقایسه را دارای ارزش علمی دانست و این کار بطور کامل به هیچ وجه عملی نیست. زیرا انتخابهای داوطلبان با توجه به این عوامل مختلف دارای ترجیحاتی به شرح ذیل است
• رشته های روزانه ، شبانه ، غیر انتفاعی ، پیام نور به ترتیب دارای اولویت هستند
• رشته های دارای مدرک دکترا ، مدرک کارشناسی ارشد ، کارشناسی ، کاردانی به ترتیب دارای اولویت هستند
• رشته های دانشگاههای معتبر بر دانشگاههای کمتر معتبر دارای اولویت هستند
• رشته های محل سکونت بر رشته های شهرهای دورتر مخصوصا برای دختران در اولویت هستند
• دانشگاههای دارای امکانات رفاهی بر دانشگاههای بدون امکانات رفاهی ترجیح داده می شوند
• رشته ها دارای گزینش کشوری ، قطبی ، استانی هستند
• دانشگاهها و تعدد و تنوع آنها در همه استانها برابر نیست
• شرکت کنندگان در سهمیه منطقه ۳ و ۲ و ۱ در همه استانها برابر نیست
• رشته های متمرکز نسبت به نیمه متمرکز دارای اولویت هستند
• برخی از داوطلبان از انتخاب دانشگاههای شبانه ، غیر انتفاعی و پیام نور به دلیل داشتن شهریه خودداری می کنند
۵٫ چنانچه قرار است مقایسه ای صورت بگیرد باید به همه این فاکتورها توجه شود.
۶٫ کنکور فقط میزان یادگیری افراد را نمی سنجد و قبولی در کنکور به هیچ وجه نشان دهنده توفیق آموزشی نیست زیرا کنکور علاوه بر یادگیری دقت و سرعت و میزان تمرین تست زنی و مهارتهای فرد در سرعت تست زنی و روشهای مختصر پاسخدهی را هم می سنجد که هیچ یک از آنها جزء اهداف آموزشی نظام آموزشی ما بصورت مشخص نیست
۷٫ کنکور بیش از آنکه یادگیری فرد را بسنجد قدرت حفظ او را می سنجد که این هدف تعلیم و تربیت نیست
۸٫ کنکور به هیچ وجه میزان تحقق اهداف تربیتی را نمی سنجد بنابراین آن را با دست خودمان زیاد پر رنگ نکنیم و به عنوان ابزار تعیین میزان کارآمدی نظام تعلیم و تربیت قلمداد نکنیم تا دیگران هم آن را به همین عنوان باور کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *