بومی سازی یا فرهنگ سوزی

بومی سازی یا فرهنگ سوزی
توصیه های گرانسنگ رهبری و دیگر مسئولان فرهنگی مبنی بر لزوم بومی سازی علوم انسانی و پرهیز از ترجمه صرف و کاربرد نظریات غربی بدون بومی سازی آنها و لزوم تدوین نظریه های علوم انسانی بر اساس باورهای دینی و فرهنگ اسلامی امری پسندیده و لازم بوده و سزاوار است که همه محققان همت خود را در جهت تحقق آن بکار گیرند. من می خواهم آسیب این پدیده خوب را عرض کنم که متاسفانه شاهد آن هستیم.
چیزی که متاسفانه شاهدیم آن است که عده زیادی از افراد که خود را دین مدار نیز می دانند راه افتاده و به زعم خود به این توصیه رهبری که می فرمایند «در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترین کار، انفعال است، زشت ترین کار انفعال است، خسارت بارترین کار، انفعال است.» عمل نموده و از انفعال خارج شده و حمله را آغاز کرده اند.
در اولین قدم هر آنچه علوم انسانی بوده است را با یک باور نادرست که اینها غربی است و بومی سازی نشده و بر اساس قرآن نوشته نشده است را دور ریخته اند. در واقع همان کاری را می کنند که مغولان وقتی به ایران آمدند با کتابهای ایرانیان کردند. و پا را از این نیز فراتر گذاشته و برداشتهای بدون بررسی و تحقیق و آزمایش و روش علمی خود را به عنوان نظر دین و فرهنگ دینی معرفی نموده و به عنوان جایگزین به حق متون علمی غربی ارایه می کنند.
روحانی بزرگواری در یک جلسه رسمی وقتی ایشان را دکتر خطاب کردند فرمود من حجه الاسلام هستم و حجه الاسلام شش دکتر را در جیب خودش می گذارد. دلسوز بزرگوار دیگری سایتی زده اند و به زعم خودشان دین درمانی می کنند. و وقتی از مبانی علمی مطالب ایشان می پرسیم می بینیم صرفا برداشتهای شخصی ایشان است. نه تحقیقی نه پژوهشی نه استادی نه تاییدی نه ارائه علمی در محضر علمای آن حوزه و نه روش علمی مدون و قابل دفاعی و ….
این فرهنگ است که باید نگران آن بود. این کتاب سوزانی است که من از آن می ترسم . این تخطئه است که به کتاب سوزی مغولیسم هم دست مریزاد می گوید.
درست است که باید فرهنگ ساز باشیم ولی نباید فرهنگ سوز باشیم درست است که باید منفعل نباشیم ولی نباید بدون برنامه و پشتوانه و عده و عده مناسب حمله کنیم چون حمله بدون پشتوانه قطعا منجر به شکست حتمی می گردد. فرهنگ سازی یعنی احترام به کارهای علمی انجام شده و نقد عالمانه آنها و تولید علم بر اساس متدولوژی علمی و ارائه آن به علما و به بحث و نقد و پژوهش و ارزیابی اساتید آن حوزه قرار دادن و در نهایت تدوین نظریه اسلامی در حوزه علوم انسانی
آیا منظور رهبری از نداشتن انفعال این است. آیا این فرهنگ سوزی بجای فرهنگ سازی نیست؟ آیا صحیح است که متون علمی تحقیق شده را دور بریزیم و سخنان بررسی نشده را به جای آنها بگذاریم؟ آیا نظر رهبری این بوده است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *