بایگانی دسته بندی ها: محصولات

#انجمن علمی آموزشی مشاوران مدارس خراسان رضوی

#انجمن علمی آموزشی مشاوران مدارس خراسان رضوی

برای ورود به سایت روی لینک بزنید. http://www.sceakhr.ir/

کانال تلگرامی عباس بهزادی مقدم


لینک کانال تلگرامی عباس بهزادی مقدم
چگونه موفق شوم؟
https://telegram.me/chegonehmovaffaghshavam

معرفی نرم افزار اتوماسیون پذیرش مراکز مشاوره

نرم افزار اتوماسیون پذیرش مراکز مشاوره

روی لینک زیر کلیک کنید تا با نرم افزار آشنا شوید
http://www.aparat.com/v/Jj4zU
همه نیازهای یک مرکز مشاوره از پذیرش تا نوبت دهی و حسابداری و گزارش اختلالات و تشکیل پرونده برای مراجعان را انجام می دهد و با افتخار هشتمین سال خود را پشت سر می گذارد

اکنون نمام مراکز دانش آموزی مشاوره آموزش و پرورش استانها و عده زیادی از مراکز خصوصی به این نرم افزار مجهزند

تصویر

دانلود رایگان ویدئوهای عباس بهزادی مقدم در آپارات

درسهای استاد بهزادی مقدم را در لینک زیر ببینید و رایگان دانلود کنید

http://www.aparat.com/Behghadam

کارگاه های آموزشی

دانلود کتاب ارتباط موثر

برای دانلود کتاب ارتباط موثر روی لینک زیر کلیک کنید

https://www.ketabrah.ir/go/b18720

دانلود کتاب زبان تن

 https://www.ketabrah.ir/go/b18523

دانلود کتاب مدیریت کسب و کارهای کوچک

دانلود کتاب مدیریت کسب و کارهای کوچک

https://www.ketabrah.ir/go/b18680

دانلود رایگان نرم افزار تست روان شناسی MMPI

دانلود رایگان نرم افزار تست روان شناسی MMPI
برای دانلود رایگان روی لینک زیر کلیک کنید
رمز MBM حتما با حروف درشت
mmpi

دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی هوش اخلاقی

دانلود رایگان نرافزار تست روانشناسی هوش اخلاقی
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید
Hoosh Akhlaghi

تعلیم و تربیت ناکارآمد ، علت یا معلول

تعلیم و تربیت ناکارآمد ،
علت یا معلول
متاسفانه مدتی است شاهد آن هستیم که به نظام تعلیم و تربیت و به معلمان بی رحمانه حمله می شود و همه مشکلات جامعه را به ناکارآمدی تعلیم و تربیت و سهل انگاری معلمان مرتبط می دانند. در جدیدترین این موارد فیلمی از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران در خرداد ماه ۱۳۸۷ پخش شد. که در آن استاد حسن رحیم پور ازغدی در سمینار روسای آموزش و پرورش کل کشور سخنرانی می کردند . در این سخنرانی استاد محترم پس از آنکه آموزش و پرورش را اصل و سایر ادارات را فرع خواندند و پس از آنکه اذعان داشتند که مدیران آموزش و پرورش به میزان زیادی با مشکلات مادی مواجهند که باعث شده برای امور دیگر وقتی نداشته باشند در جاهای دیگری هم فرمودند :
« بچه ها از مدرسه ها فارغ التحصیل می شوند بلد نیستند آب دماغشان را بالا بکشند این چطور تعلیم و تربیتی است ؟ »
« فرزند شهیدی به من گفت که من خجالت می کشم در مدرسه بگویم که فرزند شهید هستم و من گفتم که خاک بر سر تو و بر سر مدرسه ات. »
« این دختران بی حجاب که در خیابانها هستند از مدرسه ها بیرون آمده اند » و . . .
دوستانی که بنده را می شناسند می دانند که بنده یکی از منتقد ترین افراد نسبت به نهاد تعلیم و تربیت هستم و ممکن است تعچب کنند که چرا بنده اکنون در حال دفاع از تعلیم و تربیت هستم لیکن در پاسخ این عزیزان باید عرض کنم که هر چند من انتقادات زیادی به تعلیم و تربیت دارم لیکن به هیچ وجه نباید جای علت را با معلول عوض کرد . بنده معتقدم نظام تعلیم و تربیت ما ناکارآمد است ولی این ناکارآمدی معلول نگاه غیر سیستمی مسئولان نظام به نظام و به تعلیم و تربیت و نگاه به شدت سیاسی به آموزش و پرورش است ولی با کسانی که علت همه مشکلات جامعه را به آموزش و پرورش نسبت می دهند و ناکارآمدی تعلیم و تربیت را به عنوان یک علت برای سایر مشکلات مطرح کنند کاملا مخالفم و البته این مخالفت به معنی این نیست که به نقش و تاثیر آموزش و پرورش در جامعه واقف نیستم، اما سخن اینجاست که اگر تعلیم و تربیت اصل است باید همچون یک اصل مورد توجه قرار گیرد و همه سیستم جامعه این نگاه را باور داشته و همراهی کند و سپس در همان حد هم توقع داشته باشد و اگر به اندازه لازم به آن توجه نمی کند و مقدمات لازم را برای توفیق آن فراهم نمی آورد و این نهاد را مصرف کننده می پندارد دیگر حق ندارد این نهاد را به عنوان مقصر مشکلات اجتماعی محاکمه و گردن زند. کوتاه سخن اینکه ما صرفا به میزانی که نگاه درست یه آموزش و پرورش داشته ایم به همان میزان هم حق داریم که توقع داشته باشیم .
روزی شاهد آن بودم که دانش آموزان یک مدرسه ابتدایی در سوار شدن به اتوبوس عجله کردند و باعث زمین خوردن پیر مردی شدند که او نیز قصد سوار شدن به اتوبوس را داشت، ( در شهر من مشهد صف بستن برای سوار شدن به اتوبوس عادت مردم نیست ) پیر مرد بلند شد و هر چه می توانست به معلمان ناسزا گفت و گفت خداوند لعنت کند معلمان شما را که به شما احترام به ریش سفیدان را یاد ندادند. من پیش رفتم و او را از زیر دست و پای دانش آموزان نجات داده و روی صندلی ایستگاه نشاندم و برایش توضیح دادم که ما حق نداریم تمام خوبیها و یا بدیهای یک دانش آموز را صرفا به معلمان او نسبت دهیم. شخصیت هر فردی محصول سه عامل وراثت ، محیط و خود اوست و هر رفتار ما به نحوی نشات گرفته از این یکی یا هر سه عامل کلی و عوامل جزئی زیر مجموعه هر عامل است . و در خوب بودن و بد بودن دانش آموز هم خیلیها نقش دارند . . .
در نگرش خطی به عوامل اجتماعی در واقع منتقدان شواهد فراوانی سراغ دارند که اثبات می کند مقصر صرفا تعلیم و تربیت است ولی در بررسی سیستمی است که باید میزان تقصیر هر یک از خرده سیستمها تعیین و تبیین شود و اگر چنین شود دیگر نمی شود به راحتی گفت خاک بر سر تعلیم و تربیت و یا گفت لعنت به معلمان، بلکه باید گفت خاک بر سر همه مقصران به میزان قصورشان و لعنت بر همه مقصران به میزان تقصیرشان.

دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی هوش های چندگانه گاردنر

دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی هوش های چند گانه هوارد گارد نر
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید
Hoosh chand ganeh +

دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی موانع خلاقیت

دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی موانع خلاقیت
با کلیک بر روی لینک زیر نرم افزار را دانلود نموده سپس به سئوالات پاسخ داده و در انتها نتایج را مشاهده فرمائید
Mavane Khalaghyat + (2)

دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی هوش اخلاقی لنیک و کیل ۲۰۰۵

دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی هوش اخلاقی لنیک و کیل ۲۰۰۵
با کلیک بر روی لینک زیر نرم افزار را دانلود نموده سپس در شیت ۱ به سئوالات پاسخ دهید آنگاه شیت ۲ را باز کرده و نتایج را مشاهده فرمائید.
Hoosh Akhlaghi

دانلود رایگان نرم افزار نقطه جوش

نقطه جوش شما چقدر است و شما تا چه میزان مهارت کنترل خشم دارید
دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی نقطه جوش
با کلیک بر روی لینک زیر نرم افزار را دانلود نموده سپس در شیت ۱ به سئوالات پاسخ دهید آنگاه شیت ۲ را باز کرده و نتایج را مشاهده فرمائید.
Noghteh Joosh

دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی اینریچ

دانلود رایگان نرم افزار تست روانشناسی ۳۵ سوالی رضایتمندی زناشوئی اینریچ
برای دانلود رایگان روی لینک زیر کلیک کنید
با کلیک بر روی لینک زیر نرم افزار را دانلود نموده سپس در شیت ۱ به سئوالات پاسخ داده و در شیت ۲ و ۳ نتایج را مشاهده فرمائید
Enrich Couple Scales

نرم افزار روانشناسی استرانگ

این نرم افزار با بررسی علایق و شخصیت شما بهترین رشته و شغل را به شما معرفی می کند
قیمت ۵۰ هزار تومان است و می توانید از این نرم افزار بر روی یک رایانه بارها استفاده کنید
پس ز دانلود یکبار آن را بررسی کنید در پایان به شما رمزی داده می شود که رمز سیستم شما است شما باید آن رمز را به همراه شماره فیش واریزی به شماره همراه اعلام شده پیامک کنید تا رمز انحصاری شما برایتان ارسال شود برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید

Strung

از درمانگری تا مصلحی

باسمه تعالی

از درمانگری تا مصلحی
عباس بهزادی مقدم
فوق لیسانس مشاوره
WWW.Behghadam.com

هر درمانگر دلسوزی همچون یک ناجی غریق وظیفه دارد در کنار رودخانه خروشان زندگی مراقب بوده و برای نجات افرادی که در این رودخانه افتاده و در حال غرق شدن هستند تلاش کند . درمانگر مسئول ، درمانگری است که بعد از نجات تعدادی غریق و پس از مدتی درمانگری از خود بپرسد که چرا این افراد غرق شدند و چگونه می شود که افراد در رودخانه سقوط می کنند او نباید صرفا به فکر نجات غرق شدگان باشد بلکه علاوه بر نجات آنها وظیفه دارد از محل خود حرکت کرده و به سمت بالا دست رودخانه رفته و بررسی نموده و علت غرق شدن مراجعان خود را پیدا کند و پس از آنکه علت را یافت و بر او اثبات شد که خراب شدن پلی و یا ریزش دیواره ای از رودخانه باعث غرق شدن مراجعانش شده است آنگاه ایستادن در کنار رودخانه و نجات دادن غرق شدگان وظیفه دوم او و اقدام برای حل مشکل به صورت کلی و نجات غرق شدگان آینده از طریق اصلاح پل یا دیواره رودخانه وظیفه اصلی او می شود بنابراین باید به عنوان درمانگر به سراغ مردم و مدیران و مسئولان رفته و به رایزنی برای قانع ساختن آنان به سرمایه گذاری در مرمت پل و دیواره بپردازد و چنانچه این کار میسر نگردد به گرد آوری تعدادی از افراد و تشکیل تشکلی ، به صورت مردمی ، برای حل این مشکل اقدام ورزد بنابر این درمانگری فرد به درمانگری جامعه و به اصلاحگری اجتماعی منجر می گردد . به بیان روشن تر اینکه هر درمانگر دلسوزی ، به مصلح اجتماعی مبدل می گردد و هر گاه درمانگری را در حال اصلاح مشاهده کردیم نباید تعجب کنیم و نیاید چنین بپنداریم که ایشان از مسر اصلی خود منحرف شده است بلکه باید خرسند باشیم که این درمانگر هم به مرحله بالاتری از درمان یعنی درمان جامعه وارد شده است .
امام حسین ( ع ) سرور و سالار شهیدان نیز ، هدف قیام خود را امر به معروف و اصلاح امت بیان نمودند ایشان با بررسی شرایط جامعه ، اصلاح جامعه را واجب تر از دعوت و تبلیغ تشخیص دادند و به آن اهتمام ورزیدند امید آنکه با درس آموزی از این بزرگان ، اندیشمندان جامعه نقش خود را در آگاه سازی عمومی و اصلاح ناهنجاریهای اجتماعی به نحو موثر ایفا نموده و از این طریق مشکلات اجتماعی کاهش یابند.

والسلام محرم هزار و چهارصد و سی

مهارتهای تفکر در کلام رضوی

باسمه تعالی
همایش مهازتهای زندگی در کلام رضوی
مهارتهای تفکر در کلام رضوی
عباس بهزادی مقدم
A.Behghadam@Gmail.com
مقدمه
برنامه آموزش مهارتهای زندگی یک برنامه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است که در ۱۹۹۳ از طرف یونیسف به عنوان مدلی برای پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی به جهانیان معرفی شد و در این مدت در کشورهای زیادی به کار بسته شده است و نتایج مطالعات متعدد حاکی از اثربخشی این برنامه در پیشگیری از انواع مشکلات روانی و اجتماعی بوده است در این برنامه آموزشی که هدف آن افزایش تواناییهای روانی و اجتماعی افراد و در نتیجه پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی است مهارتهای اساسی زندگی آموزش داده می شود مهارتهای زندگی مجموعه ای از تواناییهایی هستند که قدرت سازگاری و رفتار مثبت و کارآمد فرد را افزایش داده و با افزایش تواناییهای روانی و اجتماعی افراد آنان را قادر می سازند تا به طور موثر با مقتضیات و کشمکشهای زندگی روبرو شود. این مهارتها عبارتند از مهارت ارتباط موثر ، مهارت حل مسئله ، مهارت تصمیم گیری ، مهارت ابراز وجود ، مهارت مقابله با استرس و هیجان ، مهارت کنترل خشم ، مهارت شناخت خود و خوداگاهی ، مهارت تفکر انتقادی ، مهارت تفکر خلاق ، مهارت همدلی و مهارت گوش دادن فعال.

جایگاه مهارتهای تفکر در جهان بینی اسلامی
به جرات می توان ادعا نمود که هیچ یک از جهان بینی ها ی شناخته شده به اندازه جهان بینی اسلامی به تفکر و مهارتهای آن اهمیت قائل نشده است . تفکر ، تعقل و تدبر از اولین چیزهایی است که جهان بینی اسلامی از یک انسان توقع دارد و خداوند متعال برای شناخت خویش از انسانها خواسته است که تفکر تدبر و تعقل کنند و پس از تفکر و تدبر است که باید ها و نبایدها را برای او تعیین کرده است خداوند در قرآن کریم بارها انسانها را با سئوالاتی همچون افلا یتفکرون . افلا یتدبرون و افلا یعقلون مورد سئوال قرار داده است . گویی فرآن کریم انسان بدون تفکر را به رسمیت نمی شناسد.
ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف الیل والنهار لایات لاولی الالباب . الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا
محققا در آفرینش آسمان و زمین و رفت و آمد شب و روز دلایلی است روشن برای خردمندان ، آنان که خدا را یاد می کنند در حالت ایستاده و نشسته و خفتن و دائم اندیشه می کنند در آفرینش آسمانها و زمین و گویند پروردگارا این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده ای ( سوره آل عمران آیه ۱۹۱ )
چنانکه ملاحظه می شود قرآن انسان را به تفکر در پدیده های طبیعی دعوت نموده و از وی خواسته است که در هیچ حالتی استفاده از مهارتهای تفکر را فراموش نکند. این موضوع به کرات در آیات دیگر قرآن تکرار گردیده است که برای جلوگیری از طولانی شدن بحث تنها دو نمونه دیگر ارائه می گردد.
و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعا منه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون
و آنچه در آسمانها و زمین بود تمام را مسخر شما گردانید و در این کار نیز برای مردم متفکر آیات قدرت خداوند کاملا پدیدار است. ( سوره جاثیه آیه ۱۳ )
لو انزلنا هذاالقران علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله و تلک الامثال نضربها للناس لعلکم یتفکرون
اگر این قرآن را بر کوه نازل می کردیم مشاهده می کردی که کوه از ترس خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می گردیدو این امثال را برای مردم بیان می کنیم باشد که اهل عقل و تفکر شوند. ( سوره حشر آیه ۲۱ )
در همه این آیات گویی قرآن کریم فقط با یک گروه از انسانها صحبت می کند و آنهم انسانهایی هستند که مهارتهای تفکر را به خوبی مورد استفاده قرار می دهند و در واقع قرآن با بیان این آیات از دیگر مردم هم می خواهد که هر چه بیشتر از تفکر بهره برداری کنند.
به نظر می رسد قرآن کریم سعی دارد با بیان تمثیلهای متفاوت انسانها را به استفاده از مهارتهای تفکر وادار کند. گاهی چشم او را به سوی پدیده های طبیعی باز کرده و از او می خواهد که در مورد فلسفه وجودی آنها تفکر کند و گاهی از جمادات برای او می گوید و یادآوری می کند که آیات و نشانه های خدا آنقدر فراوان هستند که حتی جمادات نیز نمی توانند نسبت به آنها بی تفاوت باشند و بدین ترتیب از انسان می خواهد که تفکر خود را بکار بسته و از ظرفیهای وجودی خود
استفاده کند.

تفکر در کلام رضوی
هشتمین اختر آسمان ولایت حضرت امام رضا ( ع ) نیز در موارد بیشماری بر استفاده از این مهارت تاکید می فرمایند. تا جایی که عبادت واقعی را تفکر دانسته و برای بیخبرانی که به عبادات ظاهری توجه داشته و با عمل به این عبادات خود را از مهارتهای تفکر بی نیاز می پندارند اعلام می دارند که:
لیس العباده کثره الصلاه و الصوم انما العباده التفکر فی امر الله عزوجل
عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است. ( اصول کافی ج ۲ ص ۵۵ )
امام رضا ( ع ) همچون قرآن کریم و اجداد طاهرینش تاکید ویزه ای بر لزوم استفاده از مهارتهای تفکر داشته و بیان می دارند که عدم استفاده از مهارتهای تفکر عواقب جبران ناپذیری دارد.
العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق لا یزید سرعه السیر الا بعدا عن الطریق.
آن کس که بدون بصیرت دست به کاری زند به کسی ماند که در بیراهه سیر کند هر چند تندتر گام بردارد از راه دورتر می شود.
( فقه الرضا ( ع ) ص ۳۸۱ )
التدبیر قبل العمل یومنک من الندم
تدبیر قبل از عمل تو را از پشیمانی در امان می دارد. ( عیون الاخبارالرضا ( ع ) ج ۲ ص ۵۴ )
بنابراین می توان گفت که در کلام رضوی عبادت واقعی بکار بستن مهارتهای تفکر است و توصیه آن حضرت آن است که برای جلوگیری از پشیمانی قبل از هر کاری از مهارتهای تفکر باید استفاده نمود.
انواع مهارتهای تفکر
روانشناسان مهارتهای تفکر را شامل تفکر خلاق و انتقادی می دانند. به کمک تفکر خلاق ما فکر جدید را تولید می کنیم و به کمک تفکر انتقادی افکار مختلف را ارزیابی و سپس به کمک مهارت تصمیم گیری یکی از تصمیمات را انتخاب و اجرا می کنیم. همچنین روانشناسان سعی فراوان دارند که اثبات کنند که همه انسانها می توانند دارای تفکر خلاق و انتقادی باشند و به همین دلیل به آنها مهارت گفته اند و معتقند که همانطور که رانندگی یک مهارت است و هیچ کس راننده به دنیا نمی آید ولی هر کسی می توانند مهارت رانندگی را بیاموزد مهارتهای تفکر هم قابل تمرین و یادگیری است چون زمینه های آن در آفرینش انسان نهاده شده است.

خلاقیت در جهان بینی اسلامی
در اولین آیه ای که بر رسول مکرم اسلام نازل می شود خداوند متعال دو صفت ویژه را برای خویش بیان می دارد که اولین آن ربوبیت و دومین آن خلاقیت است. اقراء باسم ربک الذی خلق . بخوان به نام پروردگارت که تو را خلق کرد. ( سوره علق آیه ۱ )
آفرینش انسان نیز رمز و رازهای فراوانی دارد .
۱٫ خداوند به جهت آفرینش انسان خویش را تحسین می کند
ثم انشانه خلق اخر فتبارک الله احسن الخلقین ( سوره مومنون آیه ۱۴ )
۲٫ یه سایر آفریده ها دستور می دهد که انسان را سجده کنند.
فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له سجدین ( سوره حجر آیه ۲۹ )
۳٫ امانت خداوند را صرفا انسان می پذیرد و سایر موحودات از پذیرش آن سرباز می زنند.
انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض والجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسن ( سوره بقره آیه ۲۴ )
۴٫ انسان به عنوان خلیفه و جانشین خدا در روی زمین معرفی می گردد.
انی جاعل فی الارض خلیفه ( سوره بقره آیه ۳۰ )
توجه به نکات بالا نشان می دهد که خداوند انسان را به گونه ای خلق نموده است که بتواند جانشین او در روی زمین یاشد. و چون مهمترین ویژگی خداوند خلاقیت اوست بنابراین مهمترین ویژگی جانشین او نیز قدرت خلاقیت است. یعنی خداوند موجودات زیادی را آفرید ولی تعداد بیشماری را نیز نیافرید و آفرینش آنها را به جانشین خویش یعنی انسان واگذار کرد. بنابراین در جهان بینی اسلامی انسان بدون مهارت خلاقیت قابل تصور نیست و خلاقیت ویژگی اصلی خلیفه خدا در روی زمین است با این تعبیر می توان گفت که هدف از خلقت انسان این است که وارد دنیا شده وظیفه خودش را در خلق و آفرینش ایفا کند و به جهان باقی سفر نماید. زندگی صحنه خلاقیت انسان است و هر کسی موظف است نغمه خودش را سروده و بگذرد.
مهارت تفکر خلاق چیست؟
خلاقیت را می توان حل مسئله به روش جدید تعریف کرد. در مهارت خلاقیت به فرد آموزش داده می شود که به راه حلهای موجود اکتفا ننموده و به راه حلهای جدید فکر کند. یکی از راههای خلاقیت استفاده از ابزارهای موجود به روشی جدید برای حل مسائل زندگی است که تحت عنوان « شکستن قالبهای ذهنی » و « نداشتن تثبیت کارکردی » از آن یاد می شود.
مهارت تفکر انتقادی چیست ؟
فرآیندی که در آن به بررسی صحت ، دقت و ارزش دانسته ها و اطلاعات می پردازیم تفکر انتقادی نام دارد. در این مهارت از مهارتهای تفکر فرد نباید تحت تاثیر هیچ یک از خطاهای شناختی قرار گرفته و صرفا با روحیه محققانه و بدور از پیش داوری و همچنین فارغ از تاثیر افراد و شخصیتهای مهم صرفا به ارزیابی صحت ، دقت و ارزش اطلاعات پرداخته و بتواند خوب را از بد جدا نموده ، خوبها را پذیرفته و بدها را کنار گذارد.
تفکر انتقادی در جهان بینی اسلامی
قرآن مهمترین توصیه ها را در مورد داشتن تفکر انتقادی به انسانها دارد حتی هنگامی که به انسان توصیه می کند که به پدر و مادرش نیکی کند بلافاصله تذکر می دهد که حتی در مقابل پدر و مادر نیز باید تفکر انتقادی ما فعال بوده و حتی از آنها نیز کور کورانه اطاعت نکنیم. این پیام جوهر اصلی تفکر انتقادی است. این جوهره عبارت است از بررسی صحت ، دقت و ارزش دانسته ها و اطلاعات ختی وقتی که از سوی عزیزترین کسان به انسان ابلاغ می شود و سعی می کند انسان را به گونه ای تربیت کند که به پیام توجه کرده و آن را تحلیل کند و تحت تاثیر گوینده پیام و جایگاه و مرتبه او قرار نگرفته و این جایگاه و مرتبه گوینده موجب عدم استفاده ما از تفکر انتقادی نباشد.
و وصیناالانسان بوالدیه حسنا و ان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم فلا تتعهما
و ما به آدمیان سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کنند و اگر آنها بکوشند تا تو به من که خدای یگانه ام از روی جهل و نادانی شرک آوری در اینحا هرگز از امر آنها اطاعت نکن ( سوره عنکبوت آیه ۸ )
یا ایها الذین امنوا لا تتخذو اباءکم و اخوانکم اولیاء ان استحبواالکفر علی الایمان
ای اهل ایمان شما پدران و برادران خود را نباید دوست بدارید اگر آنها کفر را بر ایمان برگزینند. ( سوره توبه آیه ۲۳ )
قرآن مشرکان را که دارای مهارت تفکر انتقادی نبوده و بدون بکار بستن آن از پدران خود تبعیت می کنند کر و کور و لال خوانده و آنها را به حیوانی که توانایی استفاده از تفکر انتقادی ندارد تشبیه نموده است. براستی در کدام دین و یرنامه زندگی تا این حد تفکر انتقادی مورد توجه قرار گرفته است.و آیا می توان ادعا نمود که این شیوه تفکر و این مهارت به تازگی کشف شده و این یونیسف است که مروج آن است؟
و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه اباءنا او لو کان اباوهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون . و مثل الذین کفروا کمثل الذی ینعق بما لا یسمع الا دعاء و نداء صم بکم عمی فهم لا یعقلون
و چون کفار را گویند که پیروی از شریعت و کتابی که خدا فرستاده کنید پاسخ دهند که ما پیرو کیش پدران خود خواهیم بود ، آیا باید آنها تابع پدران خود باشند در صورتی که آن پدران بی عقل و نادان بوده و هرگز به حق و راستی راه نیافتند و مثل کافران در شنیدن سخن انبیاء و درک نکردن معنای آن چون حیوانی است که آوازش کنند و از آن آواز معنایی درک نکرده و جز صدایی نشنود و کفار هم از شنیدن و گفتن و دیدن حق کر و لال و کورند زیرا عقل خود را به کار نمی بندند.( سوره بقره آیه ۱۷۰ و ۱۷۱ )
الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله
آن بندگان که چون سخن را بشنوند نیکوترین آن را عمل کنند خدا آنها را به لطف خواست خود هدایت فرموده است.
( سوره زمر آیه ۱۸ )
انظر الی ما قال و لا تنظر الی من فال
نگاه کن که چه می گویند و توجه نکن که چه کسی می گوید. ( امام علی ( ع ) )
اتهموا عقولکم فانه من الثقه بها یکون الخطا
خرد خویش را متهم کنید چون اطمینان به آن اشتباه است. ( غررالحکم ۲۶۸/۳ )
تفکر انتقادی در کلام رضوی
امام رضا ( ع ) نیز تفکر را هنگامی سودمند می دانند که از نوع تفکر انتقادی بوده و بدی ها و خوبیهای انسان را به وی نشان دهد و انسان از تفکر بای ارزیابی نفس خود استفاده کند. همچنین داشتن تفکر انتقادی و خلاق را در لغزشها نیز موثر می دانند زیرا که حتی در لغزشها نیز وقتی امور بر اساس اصول درست برنامه ریزی پیش رفته باشد امکان پیدا کردن راه چاره مناسب بیشتر است.
التفکر مراتک تریک سیئاتک و حسناتک
تفکر آیینه توست که بدی ها و خوبی هایت را به تو نشان می دهد. ( فقه الرضا ( ع ) ص ۳۸۰ )
من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر
آنکس که خود را ارزیابی کند سود خواهد برد و کسی که از آن غفلت ورزد زیان خواهد دید. ( بحارالانوار ج ۷۸ ص ۳۵۵ )

من طلب الامر من وجهه لم یزل فان زل لم تخذله الحیله
کسی که چیزی را از راهش طلب کند دچار لغزش نمی شود و اگر هم بلغزد راه چاره بر او بسته نخواهد شد.
بحار الانوار ج ۷۸ ص ۳۵۶
من وثق بالزمان صرع
هر کسی به زمان خود اعتماد ورزد با پشت به زمین خواهد خورد ( مسندالامام الرضا ( ع ) ج ۱ ص ۲۹۳ )
با توجه به روایات دیگر می توان چنین برداشت کرد که مراد از عدم اعتماد در روایت فوق داشتن سوء ظن نیست بلکه ضمن نداشتن سوء ظن داشتن تفکر انتقادی نسبت به محیط از ویژگیهای مورد نظر امام ( ع ) است.
امام رضا ( ع ) در جواب فردی که گفته بود من به تبعیت از پدرم در منزل دیگری زندگی نمی کنم فرمودند :
ان کان ابوک احمق ینبغی ان تکون مثله
اگر پدرت نادان بود تو هم باید مانند او باشی؟ ( عیون اخبارالرضا ( ع ) ج ۱ ص ۲۵۷ )
بنابر این به جرات می توان ادعا نمود که مهارتهای تفکر به نحو احسن و اکمل خود در آموزه های دینی و سخنان گهر بار هشتمین امام ( ع ) تجلی یافته است. و جای آن دارد که مسلمانان قبل از دیگران بر این مهارتها تسلط یافته و برای ترویج آنها همت گمارند.
والسلام آذر ماه ۱۳۸۴

منابع و ماخذ
۱٫ قرآن کریم ترجمه الهی قمشه ای
۲٫ عبدالواحدین محمد تمیمی آمدی « غررالحکم و دررالکلم » . ترجمه مصطفی درایتی . ضریح آفتاب . مشهد . ۱۳۸۱
۳٫ حائری کرمانی . حسین . هشتاد و هشت کلام از هشتمین امام حضرت علی ابن موسی الرضا ( ع ) . بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی . مشهد . ۱۳۸۲
۴٫ کتابچی . محسن . آئین زندگی از دیدگاه امام رضا ( ع ) . نشر الف . مشهد . ۱۳۸۱
۵٫ موسوی چلک، حسن، ۱۳۸۳، آسیب های اجتماعی، اول، تهران، طلوع دانش
۶٫ نوری قاسم آبادی، ربابه، ۱۳۸۳، تفکر نقادانه و خلاق، اول، تهران، طلوع دانش

باسمه تعالی

همایش مهازتهای زندگی در کلام رضوی

مهارتهای تفکر در کلام رضوی

خلاصه مقاله
به جرات می توان ادعا نمود که هیچ یک از جهان بینی ها ی شناخته شده به اندازه جهان بینی اسلامی به تفکر و مهارتهای آن اهمیت قائل نشده است. خداوند انسان را به گونه ای خلق نموده است که بتواند جانشین او در روی زمین یاشد. و چون مهمترین ویژگی خداوند خلاقیت اوست بنابراین مهمترین ویژگی جانشین او نیز قدرت خلاقیت است. یعنی خداوند موجودات زیادی را آفرید ولی تعداد بیشماری را نیز نیافرید و آفرینش آنها را به جانشین خویش یعنی انسان واگذار کرد. بنابراین در جهان بینی اسلامی انسان بدون مهارت خلاقیت قابل تصور نیست و خلاقیت ویژگی اصلی خلیفه خدا در روی زمین است با این تعبیر می توان گفت که هدف از خلقت انسان این است که وارد دنیا شده وظیفه خودش را در خلق و آفرینش ایفا کند و به جهان باقی سفر نماید. زندگی صحنه خلاقیت انسان است و هر کسی موظف است نغمه خودش را سروده و بگذرد.
قرآن مهمترین توصیه ها را در مورد داشتن تفکر انتقادی به انسانها دارد حتی هنگامی که به انسان توصیه می کند که به پدر و مادرش نیکی کند بلافاصله تذکر می دهد که حتی در مقابل پدر و مادر نیز باید تفکر انتقادی ما فعال بوده و حتی از آنها نیز کور کورانه اطاعت نکنیم. این پیام جوهر اصلی تفکر انتقادی است. این جوهره عبارت است از بررسی صحت ، دقت و ارزش دانسته ها و اطلاعات ختی وقتی که از سوی عزیزترین کسان به انسان ابلاغ می شود و سعی می کند انسان را به گونه ای تربیت کند که به پیام توجه کرده و آن را تحلیل کند و تحت تاثیر گوینده پیام و جایگاه و مرتبه او قرار نگرفته و این جایگاه و مرتبه گوینده موجب عدم استفاده ما از تفکر انتقادی نباشد.
امام رضا ( ع ) نیز تفکر را هنگامی سودمند می دانند که از نوع تفکر انتقادی بوده و بدی ها و خوبیهای انسان را به وی نشان دهد و انسان از تفکر برای ارزیابی نفس خود استفاده کند. همچنین داشتن تفکر انتقادی و خلاق را در لغزشها نیز موثر می دانند زیرا که حتی در لغزشها نیز وقتی امور بر اساس اصول درست برنامه ریزی پیش رفته باشد امکان پیدا کردن راه چاره مناسب بیشتر است.
بنابر این به جرات می توان ادعا نمود که مهارتهای تفکر به نحو احسن و اکمل خود در آموزه های دینی و سخنان گهر بار هشتمین امام ( ع ) تجلی یافته است. و جای آن دارد که مسلمانان قبل از دیگران بر این مهارتها تسلط یافته و برای ترویج آنها همت گمارند.
والسلام آذر ماه ۱۳۸۴

قبولی کنکور، ابزاری ناکارآمد برای سنجش میزان کارآمدی تعلیم و تربیت

قبولی کنکور، ابزاری ناکارآمد برای سنجش میزان کارآمدی تعلیم و تربیت

عباس بهزادی مقدم
کارشناس ارشد مشاوره
۰۹۱۵۵۰۲۷۶۲۱
WWW.Behghadam.com

نگارنده یکی از منتقدترین افراد بوده و به هیچ وجه قصد کتمان اشکالات اساسی تعلیم و تربیت را ندارد و کتمان آن را نیز ظلم بزرگی می داند و معتقد است که باید کاستیها مکرر گفته شود تا حل گردد ولی در این نوشتار قصد آن دارد که یکی از انتقادات نابجایی را که از تعلیم و تربیت می شود پاسخ دهد.
هر نظام آموزشی برای سنجش میزان توفیق خود دارای ابزارهایی است، نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. در تعیین ابزار مناسب برای سنجش یک کیفیت، متخصصان علوم تربیتی تاکید می کنند که ابزار باید حتما دارای دو ویژگی باشد تا بتوان به نتایج آن استناد علمی نمود این دو ویژگی عبارتند از « روایی » و « اعتبار ».
در بررسی روایی یک ابزار باید مشخص شود که آیا ابزار تعیین شده برای سنجش یک کیفیت، واقعا همان کیفیت را می سنجد؟ مثلا آیا ترازو ابزار مناسبی برای تعیین قد افراد است؟ چنانچه ملاحظه می شود ترازو ابزار سنجش است ولی نه ابزار سنجش قد بلکه ابزار سنجش وزن است. یعنی یک ابزار ممکن است برای سنجش یک کیفیت دارای روایی باشد ولی برای سنجش کیفیت دیگر اصلا روایی نداشته باشد.و بالعکس متر برای سنجش قد روایی دارد ولی برای سنجش وزن روایی ندارد.
در بررسی اعتبار باید مشخص شود که آیا ابزار تعیین شده می تواند با دقت لازم کیفیت مورد نظر را بسنجد و میزان خطای اندازه گیری در حد مورد قبول است؟
نکته دیگر اینکه ابزارها باید بتوانند میزان تحقق اهداف را بسنجند به عنوان مثال سئوالات درسی برگرفته از « اهداف رفتاری » هر درس هستند یعنی اهداف هر سیستمی محتوای ابزار سنجش آن سیستم را نیز تعیین می کنند. اگر هدف درسی آن است که دانش آموز بتواند نام و موقعیت استانهای کشورش را بیان کند با اطمینان می توان گفت که سئوال مورد نظر برای سنجش این درس آن است که استان غربی کشور چه نام دارد ؟ و . . . پس برای سنجش میزان توفیق یک نظام تعلیم و تربیت باید دید هدفهای تعیین شده برای آن نظام چیست و ابزاری مناسب برای تعیین میزان تحقق آن اهداف طراحی کرد. در هیچ یک از اهداف نظام و تعلیم و تربیت قبول شدن در کنکور سراسری به عنوان هدف تعلیم و تربیت تعیین نشده است هر چند در یکی از اهداف شاخه متوسطه نظری « کسب آمادگی نسبی جهت ادامه تحصیلات عالیه و ورود به دانشگاه » به عنوان هدف بیان گردیده است ولی به هیچ روی قبول شدن یا نشدن در کنکور نمی تواند نشان دهنده ضعف یا قوت نظام تعلیم و تربیت باشد.
بنده با دلایل زیر می خواهم اثبات کنم که کنکور ابزار مناسبی برای تعیین افراد صاحب حق برای ورود به دانشگاه است و برای این کار دارای روایی قابل قبولی است ولی برای سنجش توفیق تعلیم و تربیت روایی ندارد.بنابراین دارای اعتبار نیز نمی باشد.
۱٫ کنکور یک آزمون رقابتی است نه ملاکی و قبولی و مردودی آن با قبول و مردود آزمونهای ملاکی تفاوت دارد. یعنی نمی توان گفت که کسانی که وارد دانشگاه شده اند تمام اهداف تعلیم و تربیت در مورد آنها محقق شده است و همچنین نمی توان ادعا کرد که آنها که وارد دانشگاه نشده اند نشان دهنده عدم تحقق اهداف تعلیم و تربیت هستند زیرا اگر به نمرات قبولی کسانی که وارد دانشگاه شده اند نگاهی بیندازیم خواهیم دید که در برخی از دروس حتی نمره منفی داشته اند . در آزمون رقابیتی هر کس اول تر شود وارد می شود ولی معنی اول تر شدن کامل بودن نیست . وقتی یک دانشگاه ۵۰ نفر ظرفیت دارد و اولین فرد پذیرفته شده آن دارای نمره ۵۰۰۰ است و آخرین فرد پذیرفته شده دارای نمره ۴۶۰۰ است در حالی که بدانیم نمره ۴۵۰۰ برابر صفر و نمره ۱۲۰۰۰ برابر ۲۰ در نظام آموزش و پرورش است آیا می توان نمره ۵۰۰۰ قبول شده در دانشگاه پیام نور فلان شهر محروم را نشان دهنده توفیق تعلیم و تربیت دانست ؟ بعلاوه اینکه گاه در کنار او مشاهده می شود که فردی با نمره ۶۵۰۰ قرار دارد و چون صرفا به رشته خاصی علاقه داشته است فقط همان رشته و دانشگاهها را انتخاب کرده و بقیه را انتخاب نکرده و قبول نشده است آیا می توان این مردودی و این نمره ۶۵۰۰ را نشاندهنده عدم توفیق نظام تعلیم و تربیت و آن قبولی و نمره ۴۶۰۰ را نشان دهنده توفیق تعلیم و تربیت دانست؟
۲٫ در سالهای اخیر قبول شدن دیگر مهم نیست بلکه در چه رشته و شهر و دانشگاهی قبول شدن مهم است یعنی با افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاهها کم کم به جایی می رسیم که همه داوطلبان می توانند قبول شوند فقط بحثی که می ماند این است که در چه دوره و در چه دانشگاهی و در کدام سیستم از سیستمهای پذیرش قبول شده است به عبارت دیگر اکنون رقابت برای قبول شدن نیست که ما بتوانیم آمار قبولی را با هم مقایسه کنیم رقابت برای قبول شدن در دانشگاههای خاص است یعنی رقابت کیفی است نه کمی.
۳٫ اگر ما قبول شدن در یک رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف را یک قبولی بدانیم و قبول شدن در رشته تاریخ دانشگاه پیام نور درگز را هم یک قبولی بدانیم این دو قبولی به هیچ روی نیاید همسنگ هم فرض شوند. و همسنگ فرض کردن این دو قبولی خطای بزرگی است که برخی مرتکب می شوند لذا باید برای هر یک از کد رشته ها ارزشی تعیین نمود که این ارزش مورد توافق و قبول همه داوطلبان هم باشد آنگاه پس از این ارزش گذاری باید هر قبولی در ارزش هر رشته ضرب شود و حاصلضربها با هم سنجیده شود آن وقت است که می توان آن مقایسه را دارای ارزش علمی دانست و این کار بطور کامل به هیچ وجه عملی نیست. زیرا انتخابهای داوطلبان با توجه به این عوامل مختلف دارای ترجیحاتی به شرح ذیل است
• رشته های روزانه ، شبانه ، غیر انتفاعی ، پیام نور به ترتیب دارای اولویت هستند
• رشته های دارای مدرک دکترا ، مدرک کارشناسی ارشد ، کارشناسی ، کاردانی به ترتیب دارای اولویت هستند
• رشته های دانشگاههای معتبر بر دانشگاههای کمتر معتبر دارای اولویت هستند
• رشته های محل سکونت بر رشته های شهرهای دورتر مخصوصا برای دختران در اولویت هستند
• دانشگاههای دارای امکانات رفاهی بر دانشگاههای بدون امکانات رفاهی ترجیح داده می شوند
• رشته ها دارای گزینش کشوری ، قطبی ، استانی هستند
• دانشگاهها و تعدد و تنوع آنها در همه استانها برابر نیست
• شرکت کنندگان در سهمیه منطقه ۳ و ۲ و ۱ در همه استانها برابر نیست
• رشته های متمرکز نسبت به نیمه متمرکز دارای اولویت هستند
• برخی از داوطلبان از انتخاب دانشگاههای شبانه ، غیر انتفاعی و پیام نور به دلیل داشتن شهریه خودداری می کنند
۵٫ چنانچه قرار است مقایسه ای صورت بگیرد باید به همه این فاکتورها توجه شود.
۶٫ کنکور فقط میزان یادگیری افراد را نمی سنجد و قبولی در کنکور به هیچ وجه نشان دهنده توفیق آموزشی نیست زیرا کنکور علاوه بر یادگیری دقت و سرعت و میزان تمرین تست زنی و مهارتهای فرد در سرعت تست زنی و روشهای مختصر پاسخدهی را هم می سنجد که هیچ یک از آنها جزء اهداف آموزشی نظام آموزشی ما بصورت مشخص نیست
۷٫ کنکور بیش از آنکه یادگیری فرد را بسنجد قدرت حفظ او را می سنجد که این هدف تعلیم و تربیت نیست
۸٫ کنکور به هیچ وجه میزان تحقق اهداف تربیتی را نمی سنجد بنابراین آن را با دست خودمان زیاد پر رنگ نکنیم و به عنوان ابزار تعیین میزان کارآمدی نظام تعلیم و تربیت قلمداد نکنیم تا دیگران هم آن را به همین عنوان باور کنند.

انتخاب رشته و شغل در عصر دانائی

انتخاب رشته و شغل در عصر دانایی

۳۰۰سال پیش زمین عامل ثروت و زمین داران ثروتمندان جهان بودند، ۱۰۰ سال پیش صنعت عامل ثروت و صنعتگران تولید کنندگان ثروت بودند، امروز عصر دانایی است در عصر دانایی، دانش و اطلاعات عامل ثروت است. اقتصاد عصر جدید، اقتصاد دانایی محور است، در اقتصاد دانایی محور به جای کالا، دانش و تولیدات علمی خرید و فروش می شود، رقابت جهانی است نه محلی، بازار فروش مغازه و مجتمع های تجاری نیست، اینترنت است، سرعت مبادله پول در ثانیه است. در چشم انداز ایران ۱۴۰۴ پیش بینی شده است که ایران نیز دارای اقتصاد دانایی محور و در سطح منطقه دارای رتبه اول باشد .
در زیر به نکات مهم و ضروری که دانش آموز امروزی باید در هنگام انتخاب رشته و شغل توجه کند اشاره می¬گردد امید است دانش آموزان و والدین گرامی آنان با در نظر گرفتن این نکات انتخاب رشته و شغل نمایند تا در آینده شاهد جامعه¬ای باشیم که رضایت از شغل و زندگی در حد بالا وجود داشته باشد و جامعه بتواند از استعدادهای افراد خود حداکثر استفاده را بنماید.
نکته اول :
دانش ¬آموزی که می¬ خواهد انتخاب رشته تحصیلی کند باید به این مهم توجه کافی داشته باشد. او باید بداند که بخش دولتی اشباع شده و استخدامی نخواهد داشت. او باید بداند که بازار کار آینده او در بخش خصوصی و در مشاغلی خواهد بود که برخی از آن مشاغل هنوز به وجود نیامده، ولی به سرعت بوجود خواهند آمد. او باید بداند که در اقتصاد دانایی محور کسی پیشتر است که از دانایی بیشتری برخوردار است. او باید آگاه باشد که در اقتصاد دانایی محور عرضه و تقاضا جهانی است. او باید توجه داشته باشد که از بین سه زندگی شغلی شامل استخدامی، خوداشتغالی و کارآفرینی، زندگی شغلی کارآفرینی در آینده راهگشای او خواهد بود. متأسفانه نظام آموزشی ما، به جای آنکه کارآفرین پرور باشد کارمندپرور است اگر بخواهیم در اقتصاد دانایی محور حرفی برای گفتن داشته باشیم. دانش آموز باید بداند درس خواندن چه فایده¬ای دارد؟ و باید بداند به چه شیوه ای باید درس بخواند.
نکته دوم :
متاسفانه برخی از مردم و گاه فرهیختگان گمان می¬کنند که بازار کار دارای محدودیتهایی است و در برخی از رشته¬ها این بازار کار اشباع شده و به افراد توصیه می کنند وارد آن رشته نشوند و دلیل آنها بیکار بودن چند نفر در این رشته-ها است. ولی باید دانست که هر انتخاب درستی لازم است شامل سه مرحله باشد. مهمترین انتخابهای ما در زندگی انتخاب رشته و شغل و انتخاب همسر هستند. در هر دو انتخاب، این سه مرحله لازم و ضروری است.
در گام اول فرد باید خودش را خوب بشناسد، شخصیتش را بشناسد، علایق و استعدادهایش را بشناسد، نقاط ضعف و قوت خود را لیست کند. این خودشناسی اولین مرحله در هر انتخاب است. توصیه همه فیلسوفان بزرگ، وقتی به قله معرفت رسیده اند این بوده است که انسان خودت را بشناس. امام علی ( ع ) هم می فرمایند هر کس خودش را بشناسد خدای خویش را شناخته است. منظور از این خودشناسی صرفا ارزیابی خود نیست بلکه واقف شدن به شان و جایگاه انسان در جهان آفرینش به عنوان اشرف مخلوقات نیز هست. اگر نتیجه خودشناسی این باشد که فرد خود را ضعیف و حقیر بپندارد بی شک انتخابهای نادرست هم خواهد داشت اگر خودش را حقیر تصور کند تصمیم های بزرگ نخواهد گرفت، پس منظور از این خودشناسی هم انسان شناسی است و هم داشتن ارزیابی از خود. به بیان دیگر شما به عنوان مشتری باید بدانید چقدر پول در جیبتان موجود است تا متناسب با آن کالا انتخاب کنید. افرادی که احساس کنند فقیر هستند و پولی در بساط ندارند انتخابهای بزرگ نخواهند داشت و افرادی که خود را غنی بدانند به انتخابهای کوچک قناعت نخواهند کرد. در این مرحله باید افراد از احساس حقارت دور باشند و عزت نفس لازم را کسب نموده باشند تا تصمیم حقارت باری نگیرند. در این مرحله شاهد آن هستیم که برخی افراد صرفا به داشتن یک شغل که درآمدی برای گذران زندگی داشته باشد فکر می کنند. کمتر کسانی هستند که به بعد از آن هم بیندیشند و وقتی از آنها پرسش می شود که بعد از داشتن این شغل و این حقوق چه ؟ می گویند هیچ؟ و وقتی از آنها پرسیده می شود که یعنی تو کار می کنی که بخوری و می خوری که کار کنی؟ می گویند خوب غیر از این مگر چیست؟ این پاسخها نشان دهنده آن است که فلسفه ای برای زندگی وجود ندارد و تمام تلاش و سعی آنها داشتن درآمد برای زنده بودن است. مثلا کمتر به توسعه شغل خود در منطقه ، کشور یا جهان فکر می کنند و . . .
در گام دوم فرد باید محیط پیرامون خود را بشناسد. فرصتهای شغلی موجود و آینده را بشناسد. مشکلات شاغلین فعلی را بشناسد. از رشته های تحصیلی و شغلی محیط زندگی خود مطلع گردد. از فرصتهای شغلی جهانی با خبر شود. با اهداف و ویژگیهای هر رشته و شغل آشنا گردد. در این گام نیز نباید چنین اندیشید که بازار کار محدودیت دارد. باید دانست که در درون هر فرصتی ایده ای برای ایجاد شغل وجود دارد. متاسفانه عده زیادی از مردم عقیده دارند که درس خواندن فایده ای ندارد چون شغلی وجود ندارد. مثلا می گویند رشته کامپیوتر اشباع شده است چون فارغ التحصیلان زیادی وجود دارد. این در حالی است که بحث روز دنیا کارآفرینی دیجیتالی است و میلیونها فرصت شغلی در این حوزه وجود دارد که افراد باید آنها را پوشش دهند به همین دلیل است که در کشور انگلستان اخیرا به هر فرد بیکار یک دستگاه لب تاب و خط پرسرعت اینترنت تحویل داده شده تا برای خودشان در حوزه دیجیتال شغل ایجاد کنند. بنابراین آنها که فکر می کنند ماهی های این دریا تمام شده اند و نگران گرسنگی دیگران هستند جهان آفرینش را با آکواریم اشتباه گرفته¬اند. چشم آنها وسعت دید اندکی دارد. در نگاه اقتصاد سنتی وقتی شاگرد استاد شود باعث نگرانی استاد است زیرا مشتریان استاد را تصاحب می کند. ولی در اقتصاد دانایی محور کسی جای کسی را نمی گیرد بلکه هر کسی تلاش می کند تا جای ویژه خودش را که برای آن آفریده شده است بیابد و هیچ گاه دیگران نمی توانند جای او را بگیرند. آنها که جامعه را درست شناخته اند با دیدن تحصیل گردگان بیکار نتیجه نمی گیرند که درس خواندن فایده ای ندارد بلکه از خود می پرسند مشکل اینها که بیکارند چیست؟ و سعی می¬کنند که آنها چنین مشکلی نداشته باشند. بررسیها نشان می دهد که این افراد متاسفانه تحصیل کردگان ناموفق را می بینند ولی تحصیل کردگان موفق را مورد توجه قرار نمی دهند از سوی دیگر بی سوادان موفق را به رخ ما می کشند ولی بی سوادان ناموفق را مورد توجه قرار نمی دهند
اگر نیک بنگریم تحصیل کردگان بیکار دارای یکی از مشکلات زیر هستند
الف – مدرک دارند ولی کارآمد نیستند. چنین افرادی بیکار مانده¬اند نه به این دلیل که درس¬خوانده هستند بلکه به این دلیل که درس نخوانده و صرفا مدرک گرفته¬اند. این افراد چون در بخش دولتی استخدامی وجود ندارد و در بخش خصوصی هم کارآمدی مهم است. جذب نمی شوند و بیکار می مانند.
ممکن است شما بفرمایید مقصر او نیست بلکه دانشگاه مقصر است که او را کارآمد نساخته است پاسخ شما شاید کاملا درست یا شاید کاملا غلط باشد ولی فرقی نمی کند چون تعیین مقصر درد ما را دوا نخواهد کرد. کسی که وارد رشته ای مثلا مهندسی کشاورزی می شود اگر دانشگاه او را مهندس کارآمدی پرورش دهد که مشکلی نخواهد بود و اگر دانشگاه این کار را نکند نباید دست روی دست گذاشته و دانشگاه را لعنت کرد به جای این کار وقتی فرد وارد رشته مهندسی کشاورزی می شود در تمام طول تحصیل باید به این فکر کند که وقتی به عنوان مهندس کشاورزی به روستا می رود نباید در پیش کشاورز کمبود علمی داشته باشد. اگر چنین بیندیشم یا ضعف حود را در دانشگاه مرتفع خواهیم کرد و یا با کارآموزی نزد یک کشاورز خود را کارآمد خواهیم ساخت.
ب – برخی دیگر واقعا کارآمد و کاربلد هستند و از این بابت مشکلی ندارند ولی مشکل آنها این است که توقعات خاصی از شغل خودشان دارند مثلا مهندس معدن است ولی کار در معدن را نمی پسندد. دکتر توانمندی است ولی حاضر به طبابت در روستا نیست. پرستار است ولی از خون متنفر است. مدیریت خوانده است ولی خجالتی است و . . . این قبیل از تحصیل کردگان هم ممکن است بیکار بمانند ولی از بیکاری آنها هم نمی توان نتیجه گرفت که درس خواندن کار درستی نیست.
ج – بعضی دیگر به این دلیل بیکارند که فقط در روزنامه و از طریق آگهی استخدام دنبال کار هستند و اصلا با خوداشتغالی و کارآفرینی بیگانه اند. اگر آنها به خوداشتغالی و کارآفرینی فکر کنند. هم برای خودشان و هم برای چند نفر تحصیل کرده دیگر کار می آفرینند.
وقتی ما از خوداشتغالی و کارآفرینی می گوییم بلافاصله بیان می شود که سرمایه نداریم چگونه خوداشتغالی و کارآفرینی کنیم؟ پاسخ این است که اولا دولت به طرحهای دارای توجیه فنی و اقتصادی وام می دهد و شما اگر بتوانید طرح مناسبی برای ایجاد شغل ارائه کنید وام دریافت خواهید داشت. ( البته هر اقدامی دارای مشکلات و سختی هایی هست ) در ثانی اینکه سرمایه گذار بخش خصوصی فراوان وجود دارد اصلا لازم نیست به دولت متکی باشیم. بعلاوه وقتی ما می گوییم به جای فکر کردن به اینکه در شرکت معتبری استخدام شوید سعی کنید به این فکر کنید که خودتان صاحب شرکت شوید اغلب افراد بلافاصله یک شرکت بزرگ و سرمایه میلیاردی را در ذهن مجسم می کنند و می فرمایند سرمایه نداریم در حالی که منظور ما این است که شغل و شرکتی کوچک و با یک وظیفه کوچک که به سرمایه ای اندک نیاز دارد طراحی و اجرا کنید و سپس به مرور آن را توسعه دهید.
د – آخرین موردی که باعث عدم جذب می شود آن است که بیشتر افراد به فکر رشد همه جانبه خود نیستند و فقط در یکی از ابعاد وجودی خود رشد نموده اند بنابراین مهندس توانایی شده است ولی حرف نمی تواند بزند. قضاوت خواتده است ولی خجالتی است. و . . . بنابراین عدم رشد همه جانبه یا دارا بودن یک مهارت خاص و بیگانه بودن از سایر جنبه های خود باعث عدم جذب آنان می شود. بنده با فارغ التحصیلان زیادی مواجه شده ام که وقتی که از آنها خواسته ام رزومه خودشان را بنویسند. جز مشخصات و نام مدرک تحصیلی چیز دیگری نداشته اند و این افراد در مقایسه با افراد دیگری که در زمان دانشجویی چنیدن دوره آموزشی را گذرانده و در چندین همایش آموزشی شرکت نموده و در چندین مرکز صنعتی کارورزی نموده و . . . متفاوت خواهند بود.
در گام سوم باید مهارت تصمیم گیری را بکار بسته و شناختهای گام اول و دوم را با هم هماهنگ نماید. یعنی تصمیم بگیرد که برای این فرد خاص با این شخصیت و علایق و استعداد و . . . کدام شغل و رشته با ویژگیها و محل کار و . . . متناسب است. و این جواب برای هر کس ویژه خود او خواهد بود و این نتیجه در حالی که برای این فرد خاص می تواند بهترین نتیجه باشد در عین حال می تواند برای فرد دیگر بدترین انتخاب ممکن باشد.
نکته سوم :
برخی از رشته های شغلی بازار کار مشخص و معین داشته ولی برخی دیگر، بازار کار معین و مشخص ندارند لیکن این بدان معنی نیست که بازار کار ندارند مثلا اگر کسی مهندسی پزشکی بخواند به او می گویند کار شما در آینده تولید تجهیزات پرشکی خواهد بود و این سخن ایراد زیادی هم ندارد. ولی اگر فردی رشته شیمی محض بخواند به او می فرمایند که این رشته بازار کار ندارد ولی منظور آنها شاید این باشد که این رشته بازار کار معین و مشخصی ندارد ولی باید در ادامه به او بگویند که یک فارغ التحصیل این رشته با تخصصی که در این رشته کسب می کند خواهد توانست در جامعه، شغلی داشته و یا اینکه شغلی را طراحی و ایجاد نماید. گفتن جمله اول مغز را فلج کرده و از کار می اندازد و جمله دوم فرد را به تلاش برای بهتر درس خواندن ترغیب نموده و در او یک انگیزه برای کارآفرینی ایجاد می کند.
نکته چهارم :
برخی از مردم بر اساس شواهد اندک و پیرامونی خود نتیجه گیری می کنند مثلا اگر در دوستان و نزدیکان خود یک یا چند نفر مهندس عمران داشته باشند که آدمهای موفقی باشند نتیجه می گیرند که این رشته خوب است چون پسرخاله آنها در این رشته موفق است و اگر خدای نکرده پسر عموی آنها مهندس برق باشد و بیکار یا ناموفق باشد نتیجه می گیرند که رشته برق رشته خوبی نیست. نه موفق بودن چند نفر در پیرامون ما، نه شکست معدود آشنایان ما، هیچ یک نمی تواند مشخص کننده خوب بودن یا بد بودن رشته ای باشد. البته اگر در نتیجه یک بررسی جامع و علمی این نتیجه بدست آید قابل تامل خواهد بود ولی باز هم این نتیجه نمی تواند درست باشد که چون اکثر کسانی که وارد رشته ای شده اند ناموفق هستند ما نباید وارد آن رشته شویم و یا برعکس.
نکته پنجم :
برخی از مردم در نگاه به رشته ها صفر یا صد نگاه می کنند مثلا می گویند رشته تجربی خوب است چون دندانپزشکی شغل پردرآمدی است و من تجربی می خوانم چون دندانپژشکی شغل خوبی است. این سخن گرچه سخن غلطی به نظر نمی رسد ولی اشکال زیادی دارد. اشکال آن این است که وقتی از آنها می پرسیم اگر دندانپزشک نشدید چه رشته دیگری در گروه تجربی را می پسندید اگر در جواب به چند رشته دیگر گروه تجربی مثلا پرستاری و مهندسی کشاورزی و شیمی هم اشاره کنند اشکال برطرف می شود ولی اگر جواب این باشد که فقط همین تنها رشته مورد علاقه من این است توصیه من این است که نگاه صفر و صدی به انتخاب رشته آنان را دچار مشکل خواهد نمود یعنی با توجه به رقابت شدید در این رشته درصد اندکی امکان دارد که موفقیت حاصل شود که مشکلی نخواهد بود اما درصد خیلی ریادی هم امکان عدم موفقیت است و این عدم موفقیت برای کسی که از سایر رشته های این گروه هم بدش نمی آید عدم موفقیت سخت و شکست نابود کننده ای نخواهد بود چون با یک انحراف مسیر اندک به هدفهای دوم یا سوم خود به راحتی نایل شده و سپس ادامه تحصیل می دهد مثلا پرستاری می خواند. ولی اگر غیر آن را نخواهد تمام زندگی او دچار اختلال خواهد شد.
نکته ششم :
بسیاری از مردم در انتخاب رشته و شغل صرفا به برخی از جنبه ها توجه نموده و تصمیم می گیرند و برخی از جنبه ها را اصلا نمی بینند. مثلا از پزشکی فقط آقای دکتر و درآمد و یا پرستیژ آن را دیده و به مشکلات این رشته و افرادی که پشت آزمون دستیاری متوقف شده اند توجهی ندارند و یا در عدم انتخاب رشته کتابداری در ذهن خود کتابدار پیری را با عینک ته استکانی و کمر خم شده در یک کتابخانه رنگ و رو رفته و با کتابهای پر از خاک که باید شماره کتاب را بخواند و آن را به متقاضی امانت دهد را تصور می کنند و این رشته را انتخاب نمی کنند و متوجه نیستند که علم کتابداری چه پیشرفتی کرده و کتابداری الکترونیک و تبادل دیجیتالی کتاب در عصر حاضر چه تغییرات عمده ای در شغل کتابداری ایجاد نموده است و این شغل اکنون چه روش کار و لوازم و ملزوماتی دارد. (دانش آموزی همین امسال در انتخاب رشته به من گفت من مهندسی مکانیک را دوست ندارم و وقتی با او بیشتر صحبت کردم متوجه شدم برداشت او از مهندسی مکانیک کار کردن در تعمیرگاههای اتومبیل و به قول معروف مکانیک اتومبیل در فرهنگ عامه است.)
نکته هفتم :
برخی فکر می کنند عنوان رشته است که باعث اشتغال یا عدم اشتغال می شود. بنابراین می پرسند کدام رشته بازار کار دارد و وقتی که فهمیدند رشته ای بازار کار دارد سعی می کنند وارد آن شوند در حالی که موفقیت وقتی حاصل می شود که فرد در رشته ای قرار گیرد که برای آن ساخته شده باشد. فردی که برای رشته پزشکی ساخته نشده است اگر پزشک شود پزشک موفقی نخواهد بود و بیکار خواهد ماند و فردی که برای نقاشی ساخته شده است اگر وارد این رشته شود میلیاردر خواهد شد. بنابراین بیش از آنکه عنوان رشته باعث درآمد شود فرد و شخصیت او و تناسب او با شغلش است که ضامن موفقیت اوست. من همیشه از افراد سئوال می کنم آیا همه پزشکان به یک میزان درآمد دارند؟ آیا همه مهندسان مکانیک به اندازه هم درآمد دارند؟ و …. همیشه جواب منفی است و آنگاه متوجه می شوند که افراد با رشته های مشابه درآمدهای بسیار متفاوتی دارند و متوجه می شوند که فرد است که درآمد ایجاد می کند البته رشته شغلی هم تاثیر دارد ولی نه بیش از فرد . بنابراین توصیه اکید من این است که وارد رشته ای شوید که اولا برای آن ساخته شده اید و به آن علاقه دارید و در ثانی در هر رشته ای که هستید سعی وافر نمایید که حرف خاصی که فقط به فقط حرف خاص شما باشد، برای گفتن داشته باشید همین حرف خاص است که باعث می گردد بیکار نمانید، درآمد خوب نیز داشته باشید و از همه مهمتر بدلیل آنکه حرف خاص شما خدمتی به جامعه نموده است از زندگی و شغل خود رضایت خواهید داشت.
نکته هشتم :
در اقتصاد دانایی محور جوامع نگران سیر کردن مردم خود نیستند. بلکه دغدغه آنها این است که چگونه آنها را کارآفرین پرورش دهند. اگر چه قرنها پیش نقش معلم پاسخدهی به مسائل دانش آموز و سالهای نه چندان دور وظیفه معلم آموزش روش حل مسئله بود ولی اقتصاد دانایی محور مستلزم آن است که دانش آموزان روشهای خلاق حل مسائل را یاد بگیرند. یکی از مهمترین مسائل تحصیل کردگان امروزی این است که چگونه شغل مناسب را بدست آورند و دانش آموزانی که روشهای خلاق حل مسئله را آموخته باشند روشی برای ایجاد شغل می یابند که ما به این زندگی شغلی زندگی شغلی کارآفرینی می گوییم. فرد کارآفرین نیازهای جامعه را درست ارزیابی نموده و با تخصص خاص خود اقدام به حل یکی ازمشکلات جامعه می نماید این موضوع شغل اوخواهد شد و چند نفر هم استخدام او می شوند. و او دغدغه بازار کار نخواهد داشت. در اقتصاد دانایی محور افراد صرفا می توانند از مغز خود پول دربیاورند. یکی از نشانه های اقتصاد دانایی محور مقدار امتیازات علمی فروخته شده یک کشور به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت آن کشور است. در اقتصاد دانایی محور نیاز به مهاجرت یا اسکان و یا رفت و آمد به مکانهای دارای فرصتهای شغلی نیست بلکه کارها از طریق دورکاری انجام می شود و این امکان فراهم است که فردی در یک روستای ایران ساکن باشد ولی برای یک شرکت بزرگ خارجی کارکرده و حقوق دریافت نماید. یکی از بحثهای امروزی این است که حتی کسب و کارهای خانگی و سنتی را از طریق عرضه در اینترنت توسعه دهیم یعنی مثلا مادربزرگ شما عروسکهای بافتنی جالبی دارد و برای همسایه ها می بافد و در بین آشنایان و فامیل هم چند تایی می فروشد می توان با طراحی یک سایت و گرفتن عکس از محصولات وی و قیمت گذاری روی آنها و تبلیغ در اینترنت برای او بازار جهانی ایجاد کنید. اخیرا یک شرکت گلابگیری که برای دفن تفاله های گلها دچار مشکل شده بود تصمیم گرفت آنها را به شکل آجر، فشرده ساخته و در اینترنت به عنوان سوخت معطر تبلیغ نمود و اکنون هر آجر را چندین دلار می فروشد و مشکل دفن تفاله هم ندارد. جوان دیگری وبسایتی طراحی کرده است که شما می توانید در سایت او وارد شده و تصویر مورد نظر خودتان را برای او بفرستید و سفارش تی شرت با طرح ارسالی بدهید یک هفته بعد تی شرت شما درب منزل تحویل و مبلغ آن دریافت می گردد. ( سایتWWW. QTshirt.com)
نکته نهم :
باورهای غلط یکی دیگر از دلایل انتخاب کردن یا عدم انتخاب رشته ها است. دانش آموزی که فوق دیپلم طراحی دوخت بود مایل بود رشته دیگری انتخاب کند و دلیلی که عنوان می کرد این بود که از سوراخ سوزن پول درنمی آید و وقتی که من از او پرسیدم که چگونه است که افرادی بدون داشتن سواد از سوراخ سوزن درآمد میلیاردی درمی آورند جوابی برای گفتن نداشت. ولی پاسخ این است که ممکن است او برای این رشته ساخته نشده باشد و یا در این رشته حرفی برای گفتن ندارد بنابراین مشکل، اوست نه رشته او. در انتخاب رشته دبیرستان برخی بر این باورند که رشته ها به ترتیب از خوب به بد عبارتند از ریاضی، تجربی، انسانی، فنی و حرفه ای و در آخر کاردانش و سپس دانش آموزان را هم رتبه بندی می کنند و می گویند دانش آموزان تیز هوش و درسخوان باید در رشته ریاضی درس بخوانند. دانش آموزان کمتر درس خوان را شایسته تجربی می دانند. دانش آموزان ضعیف را شایسته انسانی و دانش آموزان دارای مشکلات تحصیلی را به فنی و دانش آموزان با مشکلات شدید تحصیلی را لایق کارودانش می دانند در حالی که فلسفه این تنوع رشته و انتخاب رشته اصلا چنین نیست. باورهای غلط محدود کننده هستند. اگر کسی معتقد باشد که ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند بچه جان درس نخوان لیسانسه هاش بیکارند این باور غلط و محدود کننده ای است که به ما ضربه می زند و ما را دچار مشکل می سازد ولی اگر بگوییم در اقتصاد دانش محور آینده، داشتن مدرک لیسانس یک از لوازم لازم برای موفقیت است ولی کافی نیست و من باید تنوع مهارت داشته باشم و باید در همه ابعاد وجودی خود رشد کنم و مطمئن هستم که من توانمندیهایی دارم که در بازار کار جای خود را باز خواهد کرد این جملات نیروی عمیقی در من ایجاد می کند تا هر چه بیشتر به موفقیت نزدیکتر و نزدیکتر شوم.
نکته دهم :
در انتخاب رشته و شغل باید در مرحله اول رشته هایی را مدنظر قرار داد که هم مهارت و هم علاقمندی در آن رشته ها در نهایت خود است.( منطقه ۱ در شکل زیر ) اگر چنین رشته ای وجود نداشت رشته ای را انتخاب کنیم که علاقمندی شدید وجود دارد و بعد از انتخاب باید مهارت لازم را کسب نموده و به این علاقمندی اضافه نمود تا موفقیت نصیب گردد. ( منطقه ۲ در شکل زیر ) رشته و شغلی که علاقمندی وجود ندارد ولی مهارت وجود دارد کمتر توصیه می شود ( منطقه ۳ در شکل زیر ) و رشته و شغلهایی که نه مهارت در انها داریم و نه علاقمند به آنها هستیم اکیدا دوری از آنها توصیه می شود ( منطقه ۴ در شکل زیر ) حال اگر رشته ای از نظر مردم دارای بازار کار فوق العاده باشد اما برای ما جزو رشته های منطقه ۴ شکل زیر باشد ما نباید به صرف نگاه جامعه آن را انتخاب کنیم چون عدم موفقیت قطعی است.
نکته یازدهم :
در اقتصاد دانایی محور استخدام مادام العمر نیست و هیچ کس دارای حقوق ثابت نیست تا خیالش راحت شود و دست از تلاش بردارد بلکه تا وقتی مغزش کار کند و طرحی ارائه کند به همان میزان درآمد دارد و هر گاه فکر جدید ارائه نکند حقوقی نخواهد داشت بنابراین آماده شدن برای زندگی در این اقتصاد نیازمند افزایش دانایی ها و ارتباطات جهانی است.
نکته دوازدهم :
انتخاب صرفا خوب و یا بد نداریم هر انتخابی می تواند خوب یا بد باشد معمولا دانش آموزان یا دانشجویان سئوال می کنند رشته خوب کدام است؟ و من جواب می دهم همه این رشته ها خوب هستند. گاهی می پرسند کدام رشته بد است؟ و من جواب می دهم رشته بد در این دفترچه وجود ندارد رشته بد دزدی ، کلاهبرداری و قاچاق مواد مخدر است و هیچکدام در دفترچه کنکور وجود ندارد. انتخاب یک رشته برای فردی ممکن است کاملا درست و منطقی و انتخاب همان رشته برای فرد دوم ممکن است کاملا غلط و غیر منطقی باشد. من همیشه به آنها می گویم انتخاب رشته مثل انتخاب غذاست. ما در رستوران از دیگران نمی پرسیم کدام غذا بهتر است تا همان را بخوریم بلکه به موجودی جیب خود و به نوع سلیقه خود در غذا توجه می کنیم. آیا ندیده اید برخی به شیشلیک علاقه وافر دارند و برخی اصلا آن را دوست ندارند؟ کدام یک کار عاقلانه می کنند و کدام یک عاقل نیستند؟ آیا ندیده اید چیزهایی را که برخی دارند و از آنها متنفرند برخی دیگر آرزوی داشتنش را دارند؟ هیچکدام از آنها را نمی توان عاقل یا دیوانه دانست این خاصیتی است که خداوند ما را بر اساس آن خاصیت آفریده است؟ ما مثل هم و مشابه آفریده نشده ایم ما متفاوت آفریده شده ایم؟
نکته سیزدهم :
برخی از افراد با داشتن حدنصابهای ورود به هر رشته اصرار می کنند تا به آن رشته وارد شوند مثلا برای وارد شدن به رشته ریاضی حدنصاب نمره ریاضی نمره ۱۲ تعیین شده است (البته در کنار این شرط ۴ شرط دیگر هم وجود دارد ) لیکن اگر دانش آموزی در سال اول متوسطه از درس ریاضی نمره ۱۴ هم کسب کند به او توصیه می شود که به رشته ریاضی وارد نشود ولی گاه شاهد اصرار بیش از حد والدین و دانش آموزان هستیم که چرا به او اجازه نمی دهند در ریاضی تحصیل کند.
این مخالفت دلایل منطقی زیادی دارد و پیش بینی می شود که چنین دانش آموزی در دروس سال دوم و مشخصا در دروس تخصصی سال سوم ( جبر، حسابان، هندسه) دچار مشکل شود.بارها شاهد آن بوده ایم که افراد ضعف خود را نپذیرفته و آن را توجیه کرده اند و وقتی وارد رشته ریاضی شده اند مشکلات فراوانی داشته اند که باعث آن شده که دیپلم خود را چهار ساله بگیرند و یا به دانشگاه وارد نشوند و در آخر هم مجبور شده اند در رشته دیگری در کنکور شرکت نمایند.
وقتی دانش آموزان از من می پرسند برای رفتن به رشته تجربی حداقل نمره باید چقدر باشم من جوابم به آنها نمره ۲۰ است. و به آنها می گویم شما نباید حداقل را بدانید و برای همان حداقل تلاش کنید شما باید حداقل را بدانید ولی برای ۲۰ تلاش کنید. در کنکور سراسری هم چنین است افراد می پرسند روزی چند ساعت باید درس بخوانم؟ جواب من این است « یکساعت بیشتر از آنقدر که می توانی.» یا می پرسند برای رفتن به فلان رشته چه رتبه و ترازی لازم است؟ پاسخ من این است که « رتبه ۱ و تراز ۱۳۰۰۰ » و این پاسخ برای همه رشته ها ثابت است. برخی اعتراض می کنند و ادعا می کنند که اگر رتیه و نمره واقعی لازم را بدانم انگیزه بهتری برای تلاش پیدا می کنم و من به آنها می گویم که شما باید برای رتبه ۱ تلاش کنید تا ۲۰۰۰ بشوید اگر برای ۲۰۰۰ تلاش کنید که ۲۰۰۰۰ می شوید.
نتیجه گیری :
پس نگوییم بازار کار وجود ندارد یا شغل وجود ندارد. بگوییم بازار کار امروزی تفاوت زیادی با بازار کار در گذشته نموده است. اگر در گذشته اکثر افراد تحصیل کرده، استخدام می شدند امروزه اندکی از آنها استخدام می شوند. اگر در گذشته بیشتر زندگی شغلی زندگی استخدامی بود. در آینده بیشتر زندگی های شغلی خوداشتغالی و کارآفرینی خواهد بود. اگر در گذشته بخش دولتی بود در آینده بخش خصوصی است. اگر درگذشته مدرک مساوی بود با استخدام، امروزه کارآمدی لازم است. اگر در گذشته کار حضوری بود امروز دورکاری است. اگر در گذشته کار فیزیکی و یدی بود، در آینده کار مغزی است. اگر درگذشته دانایی لازم بود در آینده بدون دانایی نمی توان زندگی کرد. اگر در گذشته هر رعیتی در روستای خود و برای ارباب خود کار می کرد در آینده هر کسی می تواند در هر جای دنیا که می خواهد، کار کند. اگر در گذشته واسطه ها حلقه ارتباطی تولید کننده و مصرف کننده بودند، در آینده هر مصرف کننده ای مستقیما با تولید کننده در ارتباط است. . . .
لازمه نیل به اقتصاد دانایی محور آن است که فرزندان ایران، ابتدا دانشمند و سپس خلاق و در نهایت خودباور بار آمده و سرشار از امید به آینده ای روشن باشند در غیر این صورت هم مردم و هم جامعه متضرر خواهد شد. دبیرانی که واقعیتهای تلخ جامعه را صرفا می بینند و راه روشن را به دانش آموزانشان نشان نمی دهند چه چیز را عاید خود و جوانان می کنند؟ مفهوم این سئوال این نیست که واقع گرایی را کنار بگذاریم یا بیش از اندازه همه چیز را خوب جلوه دهیم. مفهوم این است که واقعیتها را بشناسیم و بدانیم، ولی به فراگیران جسارت گذر از این واقعیتها را یاد داده و راه رشد و کمال را مسدود نشان ندهیم. در واقع آنها را برای زندگی در مشکلات پیش رو مجهز نموده و آنها را بازنده و تسلیم شده پیش از نبرد، تربیت نکنیم.

بومی سازی یا فرهنگ سوزی

بومی سازی یا فرهنگ سوزی
توصیه های گرانسنگ رهبری و دیگر مسئولان فرهنگی مبنی بر لزوم بومی سازی علوم انسانی و پرهیز از ترجمه صرف و کاربرد نظریات غربی بدون بومی سازی آنها و لزوم تدوین نظریه های علوم انسانی بر اساس باورهای دینی و فرهنگ اسلامی امری پسندیده و لازم بوده و سزاوار است که همه محققان همت خود را در جهت تحقق آن بکار گیرند. من می خواهم آسیب این پدیده خوب را عرض کنم که متاسفانه شاهد آن هستیم.
چیزی که متاسفانه شاهدیم آن است که عده زیادی از افراد که خود را دین مدار نیز می دانند راه افتاده و به زعم خود به این توصیه رهبری که می فرمایند «در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترین کار، انفعال است، زشت ترین کار انفعال است، خسارت بارترین کار، انفعال است.» عمل نموده و از انفعال خارج شده و حمله را آغاز کرده اند.
در اولین قدم هر آنچه علوم انسانی بوده است را با یک باور نادرست که اینها غربی است و بومی سازی نشده و بر اساس قرآن نوشته نشده است را دور ریخته اند. در واقع همان کاری را می کنند که مغولان وقتی به ایران آمدند با کتابهای ایرانیان کردند. و پا را از این نیز فراتر گذاشته و برداشتهای بدون بررسی و تحقیق و آزمایش و روش علمی خود را به عنوان نظر دین و فرهنگ دینی معرفی نموده و به عنوان جایگزین به حق متون علمی غربی ارایه می کنند.
روحانی بزرگواری در یک جلسه رسمی وقتی ایشان را دکتر خطاب کردند فرمود من حجه الاسلام هستم و حجه الاسلام شش دکتر را در جیب خودش می گذارد. دلسوز بزرگوار دیگری سایتی زده اند و به زعم خودشان دین درمانی می کنند. و وقتی از مبانی علمی مطالب ایشان می پرسیم می بینیم صرفا برداشتهای شخصی ایشان است. نه تحقیقی نه پژوهشی نه استادی نه تاییدی نه ارائه علمی در محضر علمای آن حوزه و نه روش علمی مدون و قابل دفاعی و ….
این فرهنگ است که باید نگران آن بود. این کتاب سوزانی است که من از آن می ترسم . این تخطئه است که به کتاب سوزی مغولیسم هم دست مریزاد می گوید.
درست است که باید فرهنگ ساز باشیم ولی نباید فرهنگ سوز باشیم درست است که باید منفعل نباشیم ولی نباید بدون برنامه و پشتوانه و عده و عده مناسب حمله کنیم چون حمله بدون پشتوانه قطعا منجر به شکست حتمی می گردد. فرهنگ سازی یعنی احترام به کارهای علمی انجام شده و نقد عالمانه آنها و تولید علم بر اساس متدولوژی علمی و ارائه آن به علما و به بحث و نقد و پژوهش و ارزیابی اساتید آن حوزه قرار دادن و در نهایت تدوین نظریه اسلامی در حوزه علوم انسانی
آیا منظور رهبری از نداشتن انفعال این است. آیا این فرهنگ سوزی بجای فرهنگ سازی نیست؟ آیا صحیح است که متون علمی تحقیق شده را دور بریزیم و سخنان بررسی نشده را به جای آنها بگذاریم؟ آیا نظر رهبری این بوده است؟